حسن بيگلرى
173
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
زبان اندكى لوله شده به سمت كام بالا برود و در ترقيق به طرف پائين و انتهاى لثه متمايل شود مانند أَكْبَرُ - بر - بِالْبِرِّ سيبويه نحوى معروف معتقد است كه صفت تكرير از صفات اصلى است و حرف راء داراى تكرّر ذاتى مىباشد ولى تمام دانشمندان علم تجويد آن را از صفات عارضى دانند . در حرف زاء نيز اندك تكريرى هست و تكرير آن در پهناى زبان و در حرف راء در درازاى آنست مانند أَنْزَلْنا - تُنَزَّلَ 7 - استطالة : مصدر باب استفعال و به معناى طلب كشيدن است و حرف ضاد داراى اين صفت است و آن را حرف مستطالة نامند زيرا در حال سكون تا مخرج « لام » كشيده شده و در اثر اين كشش ، صوت هم كشيده مىشود و نيز باعتبار اينكه تلفظ حرف مزبور به آسانى ميسر نيست ( مانند اسب سركش ) و مدتى بايد تمرين نمود تا بطور صحيح تلفظ شود آن را حرف مستطالة ناميدهاند مانند أَرْضُ - قاضٍ ( قضاوت كننده - در سورهء طه ) 8 - لين : يعنى نرمى و دو حرف « واو - ياء » ساكن ما قبل مفتوح را كه به نرمى تلفظ ميشوند حروف لين گويند و هنگام اداى حروف مزبور بايد دهان را باز كرد تا فتحهء ما قبل آنها واضح و آشكار گفته شود و دقت گردد كه مشدّد نشوند مانند لا تَطْغَوْا - عَيْنٍ - بِوالِدَيْهِ - حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ . تبصره - سه حرف « الف - واو - ياء » را حروف علّة گويند و چنانچه حروف مزبور ، ساكن و حركت حرف ما قبل آنها از جنس حرف علّة باشد حرف مد خوانند مانند ساءَ - سُوءَ - سِيءَ و در صورتى كه حركت حرف ما قبل آنها از جنس حرف علّة نباشد حرف لين گويند مانند قَوْلٌ - شَيْءٍ چون حروف مد از جوف و فضاى دهان و لبها و « واو » حرف لين از هواى ميان دو لب و « ياء » حرف لين از ميان زبان و فضاى دهان خارج ميگردند و تكيه گاهى